چگونگی برخورد با معلولین در اسلام


پیامبر اعظم(ص) بر گروهی که جمع شده بود، گذشت. فرمود: « برای چه جمع شده اید؟ »

 گفتند: « ای رسول خدا! این شخص مجنون شده و افتاده است. برای همین دورش جمع شدیم. »

پیامبر اعظم(ص) فرمود:
«او مجنون و دیوانه نیست، او مریض و مبتلا است. آیا به شما خبر بدهم که مجنون واقعی کیست؟ »

 گفتند : « آری »
فرمود: « مجنون کسی است که در راه رفتن، خودنمایی و تکبر کند، و هی به طرف راست و چپ نگاه کند، و شانه های خود را حرکت دهد، از خدا بهشت طلب کند درحالی که گناه می کند، از شرش کسی ایمن نیست و به خیرش کسی امیدوار نیست[1]. »
قرن ها قبل از آن که غربی ها، انسان های خطا کار را بیمار بدانند، قرآن مجید در آیات متعددی، از گناهکاران با عنوان کسانی که در قلب هایشان مرض وجود دارد، یاد کرده است(از جمله در آیه ۱۲۶ سوره توبه، آیه ۱۲ سوره احزاب و آیه 10 سوره بقره) و معصومین بزرگوار(ع) نیز با همین دیدگاه با هر بدی که از انسان سر می زند، به صورت یک بیماری، برخورد نموده اند. تا جایی که حضرت علی(ع) از رسول اکرم(ص) با عنوان پزشکی که برای درمان بیماری های بشر فرستاده شده است، یاد می کند.

غربی هایی که ارائه تئوری "انسان بیمار" به جای "انسان بد" را به خود نسبت می دهند، فراموش کرده اند که خودشان تا همین قرن های اخیر، حتی بیماران روانی خود را نه بیمار، بلکه دیوانه(اسیر دیو) و مجنون(جن زده) به حساب می آوردند و از طریق شلاق زدن و جن گیری و ... قصد نجات آن ها را داشتند و تازه، چند دهه است که نه تنها دیوانه ها، بلکه اشخاص خطا کار را هم بیمار به حساب می آورند.

اسلام، علاوه بر بیمار دانستن گناهکاران(که به آن اشاره شد) اشخاص دارای کم توانی ذهنی را نیز از قرن ها پیش، بیمار تلقی می کرده است. در خبر است که روزی عده ای از اصحاب، مردی را به پیامبر(ص) نشان دادند و گفتند: « او دیوانه است ! حضرت محمد(ص) پاسخ فرمودند: به او دیوانه نگویید، او بیمار است. دیوانه کسی است که خدای را نشناسد. »

درست به دلیل همین دیدگاه مترقی اسلامی است که در تاریخ طب، نخستین کسی که به معالجه دقیق جسمی در بیماران روانی اقدام کرده است، حکیم ابوعلی سینا، پزشک عالیقدر شیعه است.

نحوه ی برخورد با معلولین جسمی در سیره معصومین علیهم السلام

در سیره ی معصومین علیهم السلام به موارد بسیاری از برخورد آن بزرگواران با افرادی که دچار معلولیتهای جسمی بودند برخورد می کنیم که درس های زیادی برای ما دارد آن بزرگواران هرگز فردی را که در یک ناحیه دچار معلولیت هست یک فرد کاملا ناتوان نمی شمردند و آنان را تشویق می کردند از سایر توانایی هایشان استفاده کنند ضمن اینکه آنان را به استفاده از ابزاری تشویق می کردند که ناتوانی آنان را در یک عضو جبران کند مثلا قرن ها قبل از آنکه فکر استفاده از عصای سفید به ذهن ها برسد پیامبر اکرم (ص) به شخص نابینایی که معلولیت در چشم خود را به عنوان دلیل برای حاضر نشدن در نماز جماعت بیان کرده بودُ با توجه به کوچکی شهرها و کوتاهی مسافتها در آن زمان این گونه راهنمایی کردند:

مردی نابینا به محضر رسول خدا(ص) شرفیاب شد. و عرض کرد « یا رسول الله ! چشمم نمی بیند و چه بسا شده که اذان مسجد را می شنوم ولی کسی را پیدا نمی کنم که دستم را بگیرد و به مسجد برای نماز جماعت با شما بیاورد. »

فقال له النبی صلی الله علیه و آله: « شدَّ من منزلک الی المسجد حبلا و احضر الجماعة »

« طنابی از منزلت به مسجد ببند و با کمک آن ( به مسجد بیا و ) در جماعت حاضر شو[2]. »

حتی در مواردی که معلولیت به شکلی بوده که در یک فعالیت خاص امکان حضور معلولین وجود نداشته  مثل حضور در صحنه ی جهاد وقتی افرادی که دارای معلولیت بودند اعلام آمادگی می کردند پیامبر (ص) آنان را راهنمایی می کردند که خدمت به اسلام در این شکل خاص از وظایف ایشان نیست و می توانند به شکل های دیگری دین خدا را یاری نمایند.

همچنین در بین اصحاب و شاگردان معصومین (ع) افرادی یافت می شوند که دچار معلولیت بودند (مثل ابابصیر شاگرد امام محمد باقر علیه السلام ) اما هرگز آن معلولیت آنان را از حضور مفید و موثر در جامعه باز نداشته است.

رفتار کرامت آمیز و تشویق ها و راهنمایی های معصومین برای جلوگیری از گوشه نشینی و خدای ناکرده بی خاصیت شمردن معلولین و تلاش در جهت به فعلیت در آوردن سایر توانایی ها و استعدادهای ایشان و استفاده از ابزار مناسب برای جبران ضعف در یک معلولیت خاص معلولین برای ما درس بزرگی ست.

حسن ختام

این مقاله کوتاه را با گوشه ای از آیات و روایات در باره ی معلولین به پایان می برم 

امام موسی کاظم(ع )  «: عونک للضعیف من افضل الصدقه. کمک تو به افراد ناتوان بهترین صدقه است.[3] »

رسول اکرم(ص ) : «  لیس الأعمى من یعمی بصره إنّما الأعمى من تعمی بصیرته[4] » « نابینا کسی نیست که چشمش بینایی نداشته باشد بلکه کور واقعی کسی است که بصیرت و بینش باطنی خود را از دست داده باشد»

امام علی(ص ) : « لیست الرؤیه مع الابصار فقد تکذب العیون أهلها و لایغش العقل من استنصحه. دیدن، فقط نگاه کردن به وسیله چشم نیست؛ زیرا چشم‏ها گاه به صاحبان خود دروغ مى‏گویند؛ امّا عقل، کسى را که از او خیرخواهى کند فریب نمى‏دهد.[5] »

امام علی(ع ) : « لَیْسَتِ الرُّؤْیَةُ رُؤْیَةُ الْعُیُونِ وَ انَّمَا الرُّؤْیَةُ الْحَقِیقِیَّةُ مَعَ الْعُقُولِ. دیدن حقیقى دیدن با چشم ظاهرى نیست، همانا دیدن حقیقى، دیدن با عقل‏هاست.[6] »

حضرت رضا (ع ):   « خداوند برای دردمندان و معلولان جایگاه رفیعی در بهشت قرار داده است[7] »

رسول اکرم( ص ) : « مَنْ قادَ اَعَمى أَرْبَعینَ خُطْوَةً غُفِرَلَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ. هرکس، نابینایى را تا چهل قدم بکشد، گناهانى که تاکنون کرده است، آمرزیده خواهد شد [8] . »

خداوند بلند مرتبه می‌فرماید:   « فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ.[9]  »

« همانا، چشم‏هاى ظاهرى نابینا نمى‏شود، بلکه دل‏هایى که در سینه‏هاست کور مى‏شود »

نویسنده : سید قاسم نبوی – مرکز آموزشی حضرت علی ( ع ) کاشمر


[1] سفینه البحار، ج1، ص191

[2] ( لئالی الاخبار، ج۲، ص۲۰۵)

 

[3] تحف العقول، ص437

[4] کنزالعمال، ج۱، ص۲۴۳

[5] نهج البلاغه، ترجمه و شرح فیض الاسلام، ص1223، کلمه‌ قصار273

[6] نهج البلاغه

[7] گزیده کافی، ج1، ص228

 

[8] نهج الفصاحه، ش ۲۹۱۶

 

[9] سوره حج، آیه۴۶

 

/ 0 نظر / 18 بازدید